- هامون ایران - http://www.hamooniran.com -

اکوتوریسم؛ بهره کشی نوین از طبیعت: مقاله ای از میلاد جنت

 

اکوتوریسم؛بهره کشی نوین از طبیعت

میلاد جنت

اکوتوریسم، بوم‌گردشگری یا طبیعت گردی، نوعی از گردشگری است که در آن گردشگران برای دیدار از مناطق طبیعی نامسکون و دست‌نخورده ی جهان سفر می‌کنند تا به تماشای گونه های متفاوت جانوری- گیاهی بپردازند. از اوایل سال ۱۹۹۰ میلادی اکوتوریسم به عنوان ابزاری برای مفهوم توسعه ی پایدار توسط سازمان-های غیردولتی، کارشناسان توسعه و مراکز دانشگاهی مطرح و مورد مطالعه قرار گرفت بنابر این اصطلاح اکوتوریسم هم به عنوان یک مفهوم و هم به صورت شاخه ای از اقتصاد تعریف می شود.
تعریفی که انجمن بین المللی اکوتوریسم (T.I.E.S) در سال ۱۹۹۱ از اکوتوریسم ارائه می دهد، چنین است:
«طبیعت گردی سفری مسئولانه به مناطق طبیعی است که در آن، محیط زیست حفظ و بر رفاه مردم بومی تأکید می شود.»
با توجه به تعریفی که این انجمن در راستای حفاظت از طبیعت و حمایت از جوامع محلی ارائه می دهد چنین به نظر می رسد که توسعه ی پایدار، برنامه های پیشبردی و کاملی را برای چرخه های بازیابی از طبیعت، بهره-وری از انرژی، محافظت از منابع آبی و ایجاد فرصت های اقتصادی برای مردم محلی در نظر دارد اما با نگاهی گذرا به وضعیت زیست بوم جهانی، متاسفانه شاهد این واقعیت هستیم که سلطه ی اقتصادی دولت های عصر «امپراتوری سرمایه»  باعث شده است که فعالیت سوخت و سازانه  ی بشر با محیط زیست پیرامونش، جای خود را به بهره کشی یک سویه و تخریب گر انسان از محیط زیست بدهد. بحران زیست محیطی نمایان گر این واقعیت است که فشارهای وارده بر طبیعت از این پس به قدری شدید است که ثبات آن را به خطر انداخته-است. پدیده ی ویرانی محیط زیست به واسطه ی اعمال انسان به وجود آمده و از این پس انسان در شرایطی که خود به وجود آورده است، باید نتایج دشوار و پر رنج آن را متحمل گردد و هر چه زودتر منابع این بحران تهدید آمیز را کشف نموده و پیش از آنکه این تهدید ها موفق شوند محیط زیست را به سوی ویرانی سوق دهند، آن ها را از بین ببرد . به این ترتیب به ویژگی های پیچیده ی طبیعت، پیچیدگی های غیر منتظره ی ناشی از فعالیت های انسان نیز اضافه می گردد بنابر این پیش از هر چیز باید مشخص کرد که چه روابطی بین محیط-زیست و فعالیت های انسان وجود دارد و این فعالیت ها تا چه حد بر روی شرایط محیط زیست اثر می گذارند.
علم توانسته است به ما قوانین طبیعت را بشناساند و تکنولوژی این شناخت تئوریک را به عمل  آورده است؛ تولیدات کشاورزی و صنعتی که نتیجه ی کارکرد توأمان این دو ابزار بشری ست، از کره ی زمین، ثروت آن را بیرون می کشد تا سیستم های اقتصادی توزیع و مبادله، موارد استفاده از این ثروت ها را کنترل کنند و به مرحله ی مصرف برسانند. در نهایت این عملکرد سیستم اقتصادی است که اجازه می دهد از منابع زیست-محیطی، ثروت استخراج شود زیرا عملی که تولید ثروت می کند اگر دارای ارزش مثبتی که از آن انتظار می-رود نباشد، رشد نمی یابد و این ارزش فقط در چارچوب یک سیستم اقتصادی مشخص می گردد. قانون های جبری نظام بازار در مقیاس جهانی، ضرورت های اقتصادی ناشی از رقابت، بیشینه سازی سود و انباشت؛ مقدم دانستن کسب سود بر نیازهای انسانی است که باعث شده اند خود باز سازی طبیعت در روند بازتولیدش نادیده گرفته شوند و ما همواره با نوعی از ناسازگاری در تقاضاهایی که به طبیعت تحمیل می  شود، روبرو باشیم.
اتحادیه‌ی جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی چندی بعد در سال ۱۹۹۶  با بسط تعریف بالا، اکوتوریسم را چنین تعریف کرد:
«اکوتوریسم یک سفر و بازدید زیست محیطی مسئولانه از مناطق طبیعی بکر است که به منظور لذت بردن از طبیعت و درک مواهب آن و ویژگیهای فرهنگی مرتبط با آن انجام می شود، به طوری که باعث ترویج حفاظت گردد و اثرات منفی بسیار کمی از جانب بازدید کنندگان بر محیط به جای گذارد و شرایطی را برای اشتغال و بهره مندی اقتصادی و اجتماعی مردم محلی(بومی) فراهم کند.»
اگرچه بی توجهی به ظرفیت های قابل تحمل محیط زیست که ناشی از سازوکارهای اقتصاد سود محور توسط دولت های سرمایه داری است، علاوه بر آلودگی و تخریب طبیعت باعث تصویب قانون و مقررات توسط فعالان محیط زیست برای استفاده ی عقلانی از آن شده است ولی در کلیت موضوع، همچنان مشکلات محیط زیستی جهان به طور روز افزون رو به وخامت است و بی شک این امر نیز با آینده ی بشری گره خورده است.
طبیعت از دیرباز منبع زیستی-معیشتی انسان ها بوده است. انسان که خود عضوی از طبیعت محسوب می-شود، دنباله ی اجتماعی، خودآگاه و مسلط بر طبیعت است بنابراین انسان، مسئول حفظ بقای خود می باشد و از این رو که هستی انسان نیز در پیوند با محیط زیست پیرامونش گره خورده است در نتیجه او یگانه مسئول حفظ طبیعت است. تسلطی که نه تنها نباید مخرب باشد بلکه باید بازآفرینانه و در راستای بازسازی طبیعت باشد. این یک اصل مسلم و اساسی اکولوژیک است که تمام تغییرات ذهنیِ انجام گرفته توسط انسان در زمانی که به یک سیستم طبیعی تحمیل می شود قادر است نتایج بسیار وخیمی برای این سیستم به بار آورد در نتیجه بحران زیست محیطی تنها یک مسأله ی ساده اکولوژیک نیست بلکه یک مسأله ی اجتماعی نیز می-باشد. در میان برخی از فعالان محیط زیست، توسعه ی پایدار و رشد اقتصادی یک راه فرار بسیار ساده است. همان طور که پیش تر اشاره شد، از نظر تئوریک دلایل منطقی و محکمی وجود دارد که ثابت می کند رشد اقتصادی و توسعه به خودی خود می تواند علت این بحران فزاینده باشد. بهره برداری از سیستم اکولوژیک که بنیان رشد اقتصادی است نمی تواند تا ابد ادامه یابد و حدودی وجود دارد که فرای آن، گسستگی و نابودی نظام زیست را به دنبال خواهد داشت.
انسان مورد استثمارِ نظام سرمایه داری در روند خستگی و فرسودگی مداوم زندگی و کار بیگانه شده اش برای فرار از روزمرگی و تکرار، به طبیعت پناه می برد اما فاجعه این جاست که بنگاه های سرمایه داری یعنی آژانس-های مسافرتی و گردشگری که با سرمایه ی اولیه ی مشخص و رانت های خاصِ دولتی شروع به فعالیت در چارچوب این دولت ها کرده اند؛ نیاز انسان را نیز وسیله ای برای کسب سود قرار می دهند تا از مناطقی که زیر-ساخت اقتصادی ندارند و دارای طبیعتی بکر هستند، در آمد کسب کنند. توسعه ی پایدار، اصطلاح اکوتوریسم را بدون هیچ بررسیِ پیشینی از رابطه ی انسان با طبیعت وام گرفت و سپس از خود پرسید چگونه این امر میسر می شود؟! چرا که در نهایت تشخیص داد باید سازگاری و توازنی در سوی تقاضاهایی که بر طبیعت تحمیل می شود، روی دهد. همانطور که مارکس در کتاب سرمایه اشاره می کند:   ریشه ی این اصطلاحات غیرعقلانی در مناسبات تولیدی است و این اصطلاحات بازتاب شکل های پدیداری آن هستند. علاوه بر این، می دانیم که در تمامی علوم، به غیر از اقتصاد سیاسی، باید میان نمود چیز ها و واقعیت شان تمایز قایل شد.
این نوع تفکر و برداشت عملی که وظیفه اش تضمین سودِ شرکت های چند ملیتی جهان است کاملاً قابل درک است زیرا انجمن های غیر مردم نهاد و بدون نظارت بشری عملاً خود بنگاه های سرمایه داری هستند و از تهیه ی چنین اصطلاحات عوام فریبانه با بار مثبتِ روان شناختی که در نهایت تضمین کننده ی سود شرکت ها ست، سالانه میلیارد ها دلار سود می برند. در حقیقت اکوتوریسم برای جوامع علمی در چنین بستر اقتصادیِ سود-محور، آرمانی است که مشکل می توان به آن رسید و بیشتر یک اصطلاح فریبنده است تا نظریه ای قابل اجرا. بنابر این اکوتوریسم را به دلیل تضاد ی که در نحوه ی اجرای آن از تئوری تا عمل به همراه دارد، می توان  بهره کشی نوین از طبیعت دانست.