- هامون ایران - http://www.hamooniran.com -

ایران؛ میزبانی افغان ستیز؛ یادداشتی از ایرن واعظ زاده

 

 

ایران؛ میزبانی افغان ستیز

ایرن واعظ زاده

 

ایران با دارا بودن مرزهای طولانی با افغانستان، روابط برادرانه‌ای بر پایه اشتراکات عمیق تاریخی، فرهنگی و اجتماعی با دولت افغانستان دارد.

مطالعات نشان می دهد که پس از جدایی سیاسی ایران و افغانستان و تعیین مرزهای جغرافیایی، روابط و رفت و آمدهای فرهنگی و خویشاوندی از دو سوی مرزها در جریان بود که بهترین نمود آن را در ازدواج هایی می توان یافت که بین افراد این دو سرزمین صورت می گرفت.

در سال ۵۷ با بروز انقلاب اسلامی در ایران و کودتا در افغانستان که منتهی به جنگ مجاهدین با نیروهای شوروی و طرفداران آن ها شد، حکومت اسلامی ایران از افغانستانی‌ ها حمایت کرده و مرزها را برای ‌ورود آنان باز گذاشت. بیشترین موج مهاجرت ‌ها در این دوره آغاز شد و دسته‌ های چند هزار نفری وارد کشورمان شدند و این جریان در حالی رخ داد ‌که نه برنامه‌ ای برای آن ها پیش‌ بینی شده و نه بسترهای فرهنگی و اجتماعی مورد سنجش قرار گرفته بود و ادامه ی جنگ در این کشور به معنای درخواست بیشتر افغانستانی‌ ها برای ورود به ایران بود.

بی تدبیری و اتخاذ سیاست های غلط و ناکارآمدی که در دولت نهم و دهم به اوج خود رسید، منتج به افزایش ناهنجاری ها و در مواردی سرکشی افغان های مقیم ایران شد و بازخوردی جز شکاف های عمیق طبقاتی، اختلال در نظم و امنیت اجتماعی، مشکلات بهداشتی، افزایش جرم و جنایت و … به دنبال نداشت.

سیاست های غلط و عجولانه برای پذیرش مهاجرین افغان از یک طرف و ایجاد محدودیت های بسیار و فشارهای اقتصادی و اجتماعی بر آنان از سوی دیگر، موجب شد تا علاوه بر گسترش مشکلات و مصائب فوق، جایگاه مردمان افغانستان تا پایین ترین سطح نزول یافته و به دنبال آن، ضعف در مدارای فرهنگی و خودشیفتگی فرهنگی نیز نزد ایرانیان بیش از پیش شدت یابد و همچنین از تمام مردمان افغانستان، با هر نوع فرهنگ، ادب و منزلتی که دارا هستند، تصویری سرتاسر بی مهر و غضبناک نسبت به آنان در ذهن بیشتر ایرانیان ترسیم شود. اما افسوس که چشمان سیاه یا سفیدنگر ما، شاعران، هنرمندان و نخبگان این قومیت های طرد شده و پس زده را نمی نگرد و پندارهای غلط، تمام ذهنیت مان را اشباع کرده اند.

با توجه به این وضعیت، ایران نه میزبانی که خواهان و پذیرای دیگری (دیاسپورای افغانی) در مناسبات مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و نقش و تاثیر آنان در این دست از مشارکت ها بوده، بلکه در هیات میزبانی افغان ستیز در آمده است.

حقیقت این است که نگاه اغلب ایرانیان به اتباع افغان، نگاهی است مالامال از نژادپرستی، نفرت و خودبرتربینی و این نوع دیدگاه تحقیرآمیز تا آنجا گسترش یافته که منفی نگری به افغان ها تبدیل به نوعی بینش اجتماعی و رایج در بین شهروندان شده است. توهمات و تصورات غلطی نیز مانند لطمه زدن به امنیت، ربودن فرصت های شغلی از جوانان ایرانی، بی سوادی و بی تخصصی افغان ها و … بر این دیدگاه ایرانیان دامن زده و مشقت های مهاجران افغان را دو چندان نموده است. مهاجران هم کیشی که علاوه بر شهروند به حساب نیامدن از سوی کشور میزبان، خود نیز هیچ گونه احساس تعلق خاطری نسبت به این سرزمین ندارند.

با یادآوری این واقعیت که میلیون ها ایرانی نیز به کشورهای دیگر مهاجرت کرده و طبیعتا انتظاراتی از کشور میزبان دلرند،  ضرورت ایجاد دیدگاهی منصفانه تر به مقوله ی مهاجرت افغان ها، به ویژه آن دسته از مهاجرانی که بیش از سه دهه از اقامت قانونی شان در کشور ما می گذرد، مطرح می گردد.

با وجود این، قوانین سختگیرانه ی حاکم، همچنان زندگی مهاجران را با بی عدالتی ها و دشواری های فراوان همراه ساخته است. خانواده های افغان که در دهه های ۵۰ و ۶۰ به امید بهبود زندگی خویش وطن را رها ساخته در ایران زندگی جدیدی را تشکیل و ساختار فکری و شیوه زندگی شان را با قوانین ایران تطبیق و پرورش دادند، شوربختانه تا به اکنون حتی از حداقل های حقوق انسانی در ایران برخوردار نمی باشند.

با توجه به آنچه شرح آن رفت و همچنین بررسی زوایای مختلف پدیده ی مهاجرت با نگاهی عقلانی، ساماندهی و وضع قانونی منصفانه تر برای افغان‌ هایی که بیش از سه دهه است که در ایران ساکن می باشند، بیش از پیش ضرورت میابد.